تبلیغات
یولداشلار - حکایت شیخ خیاط!

حکایت شیخ خیاط!

پنجشنبه 10 شهریور 1390 01:43 ب.ظ

نویسنده : حسین حرمتی
ارسال شده در: بوی آسمان ،

سلام دوستان

امروز به عنوان دومین مطلبم میخوام براتون از بزرگان اهل کرامت  بنویسم...

می خوام براتون به مناسبت سالگرد ارتحال شیخ رجبعلی خیاط (نکوگویان) از روایات و کرامات ایشان بنویسم.

(اگه ایشون رو نمی شناسید اینجا کلیک کنید تا مختصری از زندگی نامش رو ببینید.)

وای بر من!

یكی از شاگردان شیخ كه نزدیك به سی سال با ایشان بوده نقل می‌كرد كه: شیخ به من می‌فرمود:




« روح شخصی از علمای اهل معنا - ‌كه ساكن یكی از شهرهای بزرگ ایران بود - را در برزح دیدم كه تأسف می‌خورد و مرتب بر زانوی خود می‌زد و می‌گفت: وای بر من، آمدم، و عملی خالص برای خدا ندارم!
از او پرسیدم كه چرا چنین میكند؟
 پاسخ داد: در ایام حیات، روزی با یكی از اهل معنا كه كاسب بود برخورد كردم، او مرا به برخی از خصوصیات باطنی خود متذكر ساخت، پس از جدا شدن از او تصمیم به ریاضت گرفتم، تا مانند آن شخص دیده برزخی پیدا كنم و به مكاشفات و مشاهدات غیبی دست یابم. مدت سی سال ریاضت كشیدم تا موفق شدم، در این هنگام مرگم فرا رسید، اكنون به من می‌گویند: تا آن هنگام كه آن شخص اهل معنا تو را متذكر ساخت گرفتار هوای نفس بودی، و پس از آن تقریباً سی سال از عمر خود را صرف رسیدن به مكاشفات و رؤیت حالات برزخی كردی، اینك بگو: عملی كه خالص برای ما انجام داده‌ای كدام است؟!. »

نکته اول:حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند:<<اعمال خود را فقط برای خدا خالص کنید.>>

نکته دوم:دین اسلام مخالف ریاضت است.

و در آخر هم بخاطر شادی روح شیخ خیاط یک فاتحه ای بخونید.

باز هم براتون در مورد شیخ رجبعلی خواهم نوشت...



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 11 شهریور 1390 11:46 ب.ظ