تبلیغات
یولداشلار - اعمال معکوس!

اعمال معکوس!

دوشنبه 31 مرداد 1390 03:28 ب.ظ

نویسنده : سجاد

اول سلام خدا!....بعد هم یه سلام به همه!

هم دوستایی که تو این وبلاگ می خوایم با هم بنویسیم و هم خواننده  های یولداشلار....


امیدوارم در کنار دوستام ، مطالبی که براتون می نویسم مفید باشن.


به عنوان اولین نوشته، می خوام درباره "تسویل" که دوستم مسافر براتون نوشته بود،مطلبی بنویسم.
البته این یه مطلب شخصیه و به قول معروف یه برداشته یا درواقع" اونی که من گرفتم" هستش!


خوب بریم سر اصل موضوع،حاج آقا پناهیان رو که مشناسین!؟

ایشون تو یه سری از سخنرانی هاشون با اسم «مفهوم انقلابی بودن» به بحثی اشاره می کنن که فکر می کنم با «جناب تسویل» ارتباط داشته باشه!

حالا با کمک اون قسمت از سخنرانی های حاج آقا یه مطلب کوچیک حاوی برداشت خودم از تسویل رو براتون می زارم:


تسویل می توانه یکی از مصادیق «حیله گری نفس» باشه (همون خود مخ زنی)....

حیله گری نفس توی اینه که هر کار خوبی را که بهش پیشنهاد  بدی ،اول خوب تحویل می گیره...

 بعد، به جای اینکه خودش را در مقابل اون کار که مطابق هوی و هوسش نیست

 و در واقع مخالف نفسانیّات ماست، تغییر بده و تسلیم بشه،

 با اون مدارا می کنه و بعد یه مدت بجای این که خودش تغییر کنه ، اون کار رو مطابق میل خودش تغییر می ده (حال کردی استراتژی رو).

 

 خوب یعنی یکی از ابعاد مکر و حیله گری و مخ زنی نفس اینه که دارویی که می خوای بر علیه هوی و هوس و بیماری اون استفاده بکنی، این دارو را به تقویت کننده خودش تبدیل می کنه.(ماشاا...)


یعنی همونی که تو بخیال خودت به نفس میدی که باهاش هوا و هوس رو بکشه،می بردش به آزمایشگاه و به ویتامین تقویت کننده تبدیل میکنه و به خودش تزریق می کنه!.(ای بدبخت معتاد!)

تازه حالا تو هم به ظاهر تو این توهم می مونی که نه پسر خوبیه!هر حرف حق بهش داده ام پذیرفته...!


خوب بحث کمی انتزاعی ! (همون محض دیگه!) شد

  اگه بخوام یه مصداق براتون درباره این مکر نفس بزنم می شه گفت :


مثلا شما به نفس می گید:

سلام آقای نفس ، می شه لطفا متواضع باشی...مودب باشی....تکبّر بده

.....هرگز نخورد آب زمینی که بلند است....

نشنیدی حدیث رو که کسی که بمیرد در حالی که در قلبش ذره ای از تکبر در دل او باشد بوی بهشت را نمی یابد.....
نفس هم می بینه که "یوووو الیبیر یاغچی سوز دیرر..."

... شما حرف خیلی منطقی زدید، نمی شود موضوع رو دو دره کرد...

همه(حالا اکثرا) از تکبّر بدشون می آید.....

خوب حالا نفس استراتژیک خودش رو به راه می ندازه

 و میگه ببین من که نمی خوام از خودم تکبر در کنم...

من دوست دارم بزرگ باشم و همه منو بزرگ بدونند....همین...

اینجاست که حیله گری شروع میشه...

 نفس میگه خوب، من که هدفم بزرگ شدنه

(اصولا) با تکبرّ هم نمیشه بزرگ شد!

پس بیایم ریا بکنیم و از روی ریا تواضع بکنیم تا جلوی چشم مردم آدم خوبی بحساب بیایم و بزرگ بشوم.....(حال کردی!برو یاد بگیر).....

 بعد می بینی دقیقا داره تواضع می کنه ها!، ولی عملا در حقیقت عین تکبر هستش...یه جور عمل معکوس...(عین همین افعال معکوس دیگه:مثلا وقت رفتن مهمونا بهشون می گن:حالا تشریف داشته بیدید!..خوب این یعنی زود باشید برید دیگه!)...

خلاصه اینطوری یارو فقط وسیله رسیدن به تکبرشان را عوض کرده تا کسی نفهمه....


البته در اینکه نباید قاط زد و به هرکسی که تواضع میکنه سوءضن داشت شکی نیست ، در نوشته های بعدی درباره این موضع و راههای تشخیص تواضع واقعی و جعلی بیشتر خواهم نوشت....

خوب کاری ندارین!
فعلا خدانگهدار یولداشلار!




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 1 شهریور 1390 05:43 ب.ظ